تبلیغات
هیهات منا الذله - نبرد قرقیسیا
 

به نام خدا

هیهات منا الذله

¯ نبرد قرقیسیا

سه شنبه 16 فروردین 1384

<:P:>روایت‌های‌ اسلامی‌ خبر از وقوع‌ جنگ‌ها، فتنه‌ها و آشوب‌های‌ گسترده‌ و فراوان‌ در آخرالزمان‌ و در آستانه‌ ظهور امام‌ مهدی‌ (ع‌) می‌دهند؛ فتنه‌هایی‌ كه‌ پی‌ در پی‌ می‌رسند و سرزمین‌های‌ بسیاری‌ را در برمی‌ گیرند.
رسول‌ گرامی‌ اسلام‌ (ص‌) از این‌ فتنه‌ها و آشوب‌ها چنین‌ یاد می‌كنند:
تكون‌ فتنة‌ بعدها فتنة‌: الاولی‌ فی‌ الاخرة‌ كثمرة‌ السوط‌ یتبعها ذباب‌ السیف‌... ثمّ یكون‌ بعد ذلك‌ فتنة‌ تستحلّ فیها المحارم‌ كلّها. ثمّ تأتی‌ الخلافة‌ خیر أهل‌ الارض‌ و هو قاعد فی‌ بیته‌.
فتنه‌ای‌ به‌ پا می‌شود و به‌ دنبال‌ آن‌ فتنه‌ای‌ دیگر برمی‌خیزد. فتنه‌ اولی‌ در مقایسه‌ با دومی‌ همانند تازیانه‌ خوردن‌ است‌ در مقایسه‌ با ضربات‌ لبه‌ تیز شمشیر! سپس‌ فتنه‌ای‌ پدید می‌آید كه‌ همه‌ محرمات‌ در آن‌ حلال‌ شمرده‌ شود! آنگاه‌ خلافت‌ به‌ بهترین‌ مردم‌ روی‌ زمین‌ می‌رسد در حالی‌ كه‌ او در خانه‌اش‌ نشسته‌ باشد....


<:P:>

<:P:>

<:P:>روایت‌های‌ اسلامی‌ خبر از وقوع‌ جنگ‌ها، فتنه‌ها و آشوب‌های‌ گسترده‌ و فراوان‌ در آخرالزمان‌ و در آستانه‌ ظهور امام‌ مهدی‌ (ع‌) می‌دهند؛ فتنه‌هایی‌ كه‌ پی‌ در پی‌ می‌رسند و سرزمین‌های‌ بسیاری‌ را در برمی‌ گیرند.
رسول‌ گرامی‌ اسلام‌ (ص‌) از این‌ فتنه‌ها و آشوب‌ها چنین‌ یاد می‌كنند:
تكون‌ فتنة‌ بعدها فتنة‌: الاولی‌ فی‌ الاخرة‌ كثمرة‌ السوط‌ یتبعها ذباب‌ السیف‌... ثمّ یكون‌ بعد ذلك‌ فتنة‌ تستحلّ فیها المحارم‌ كلّها. ثمّ تأتی‌ الخلافة‌ خیر أهل‌ الارض‌ و هو قاعد فی‌ بیته‌.
فتنه‌ای‌ به‌ پا می‌شود و به‌ دنبال‌ آن‌ فتنه‌ای‌ دیگر برمی‌خیزد. فتنه‌ اولی‌ در مقایسه‌ با دومی‌ همانند تازیانه‌ خوردن‌ است‌ در مقایسه‌ با ضربات‌ لبه‌ تیز شمشیر! سپس‌ فتنه‌ای‌ پدید می‌آید كه‌ همه‌ محرمات‌ در آن‌ حلال‌ شمرده‌ شود! آنگاه‌ خلافت‌ به‌ بهترین‌ مردم‌ روی‌ زمین‌ می‌رسد در حالی‌ كه‌ او در خانه‌اش‌ نشسته‌ باشد.


آن‌ حضرت‌ در روایت‌ دیگری‌ به‌ گستردگی‌ و تنوع‌ این‌ فتنه‌ها اشاره‌ كرده‌، می‌فرمایند:
لتاتینّكم‌ بعدی‌ أربع‌ فتن‌: الاولی‌ تستحلّ فیها الدماء و الثانیة‌ تستحل‌ فیها الدماء و الاموال‌ و الثالثة‌ تستحلّ فیها الدماء و الاموال‌ و الفروج‌ و الرابعة‌ صماء عمیاء مطبقة‌ تمور مور السفینة‌ فی‌ البحر، حتی‌ لا یجد أحد من‌ الناس‌ ملجأ، تطیر بالشام‌ و تعشی‌ العراق‌ و تخبط‌ الجزیرة‌ یدها و رجلها، یعرك‌الانام‌ البلاء فیها عرك‌الادیم‌، لا یستطیع‌ أحد أن‌ یقول‌ فیها: مه‌، مه‌!!! لا ترفعونها من‌ ناحیة‌ إلاّ انفتقت‌ من‌ ناحیة‌ أخری‌.
بعد از من‌ چهار فتنه‌ بر شما فرود آید كه‌ در اولی‌ خون‌ها مباح‌ می‌شود، در دومی‌ خون‌ها و ثروت‌ها مباح‌ می‌گردد، در سومی‌ خون‌ها و ثروت‌ها و ناموس‌ها مباح‌ می‌شود و در چهارمی‌ آشوبی‌ كور و كر جهان‌ را مضطرب‌ می‌سازد آنچنانكه‌ كشتی‌ غول‌ پیكر آب‌های‌ مجاور را مضطرب‌ كند، این‌ فتنه‌ شما را زیر پر می‌گیرد و عراق‌ را می‌پوشاند و در جزیره‌ دست‌ و پا می‌زند، مردم‌ تلخی‌ حوادث‌ و فشار آشوب‌ را لمس‌ می‌كنند، آنچنانكه‌ پوست‌ به‌ هنگام‌ دباغی‌ شدن‌ فشار وارده‌ را لمس‌ می‌كند. كسی‌ قدرت‌ یك‌ كلمه‌ سخن‌ گفتن‌ نخواهد داشت‌! این‌ فتنه‌ در نقطه‌ای‌ آرام‌ نمی‌یابد جز پس‌ از آنكه‌ در نقطه‌ای‌ دیگر بیداد كند.
آنچنان‌ كه‌ از روایات‌ برمی‌آید، یكی‌ از بزرگترین‌ این‌ فتنه‌ها، درگیری‌ و نبردی‌ است‌ كه‌ در منطقه‌ «قرقیسیا» رخ‌ می‌دهد. هم‌ در منابع‌ شیعی‌ و هم‌ در منابع‌ اهل‌ سنت‌ به‌ این‌ نبرد اشاره‌ و از جزئیات‌ آن‌ خبر داده‌ شده‌ است‌. مقاله‌ حاضر تنها در پی‌ آن‌ است‌ كه‌ گزارشی‌ اجمالی‌ از آنچه‌ در این‌ منابع‌ آمده‌، ارائه‌ نماید. و ان‌ شاء الله‌ تحلیل‌ جامع‌تر این‌ رویداد را در فرصتی‌ دیگر پی‌ می‌گیریم‌ .
در این‌ مقاله‌ ابتدا پاره‌ای‌ از روایات‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ را كه‌ در آنها به‌ گستردگی‌ و بزرگی‌ نبرد «قرقیسیا»اشاره‌ شده‌ نقل‌ می‌كنیم‌ و در ادامه‌ نیز به‌ بررسی‌ موقعیت‌ جغرافیایی‌ این‌ منطقه‌، دلایل‌ و زمینه‌های‌ بروز این‌ نبرد، طرفین‌ نبرد و زمان‌ وقوع‌ آن‌ می‌پردازیم‌:

1. نبرد قرقیسیا در روایت‌های‌ اسلامی‌

روایت‌های‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ به‌ نبرد قرقیسیا اشاره‌ كرده‌ و از بزرگی‌ و بی‌نظیر بودن‌ این‌ رویداد سخن‌ گفته‌اند. امام‌ باقر(ع‌) در روایتی‌ خطاب‌ به‌ «میسّر» ضمن‌ پرسش‌ از فاصله‌ محل‌ اقامت‌ او تا قرقیسیا به‌ بزرگی‌ و بی‌سابقه‌ بودن‌ نبردی‌ كه‌ در این‌ منطقه‌ رخ‌ خواهد داد اشاره‌ كرده‌، می‌فرمایند:
یا میسرّ! كم‌ بینك‌ و بین‌ قرقیسا ] قرقیسیا [ ؟ قلت‌: هی‌ قریب‌ علی‌ شاطی‌ء الفرات‌. فقال‌: أما أنّه‌ سیكون‌ بها وقعة‌ لم‌ یكن‌ مثلها منذ خلق‌ الله‌ تبارك‌ و تعالی‌ السماوات‌ و الارض‌، ولایكون‌ مثلها مادامت‌ السماوات‌ والارض‌ مأدبة‌ للطیر، تشبع‌ منها سباع‌ الارض‌ و طیور السماء !
ای‌ میسر! از اینجا تا قرقیسا ] قرقیسیا [ چقدر راه‌ است‌؟ عرض‌ كردم‌: همین‌ نزدیكی‌ها است‌، در ساحل‌ فرات‌ قرار دارد. پس‌ فرمودند: امّا در این‌ ناحیه‌ واقعه‌ای‌ رخ‌ خواهد داد كه‌ مانند آن‌ از زمانی‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالی‌، آسمان‌ها و زمین‌ را آفریده‌ اتفاق‌ نیفتاده‌ و تا زمانی‌ هم‌ كه‌ آسمان‌ها و زمین‌ برپا هستند مانند آن‌ اتفاق‌ نخواهد افتاد. سفره‌ای‌ است‌ كه‌ درندگان‌ زمین‌ و پرندگان‌ آسمان‌ از آن‌ سیر می‌شوند.
و نیز از ایشان‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌:
إنّ لولد العباس‌ والمروانی‌ لوقعة‌ بقرقیسیا یشیب‌ فیها الغلام‌ الحرور و یرفع‌ اللّه‌ عنهم‌ النصر و یوحی‌ إلی‌ طیر السماء و سباع‌ الارض‌، اشبعی‌ من‌ لحوم‌ الجبارین‌. ثم‌ یخرج‌ السفیانی‌.
همانا واقعه‌ای‌ برای‌ فرزندان‌ عباس‌ و مروانی‌ در قرقیسیا روی‌ خواهد داد كه‌ پسر نوجوان‌ در آن‌ پیشامد پیر گردد و خداوند هر گونه‌ یاری‌ را از ایشان‌ برگیرد و به‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمین‌ الهام‌ كند كه‌ از گوشت‌ تن‌ ستمگران‌ خود را سیر كنید. سپس‌ سفیانی‌ خروج‌ خواهد كرد.
امام‌ باقر(ع‌) در روایت‌ دیگری‌ به‌ ارتباط‌ نبرد قرقیسیا و خروج‌ سفیانی‌ اشاره‌ كرده‌، می‌فرمایند:
... یمر جیشه‌ (السفیانی‌) بقرقیسیا، فیقتتلون‌ بها فیقتل‌ من‌ الجبارین‌ مائة‌ الف‌ . و یبعث‌ السفیانی‌ جیشاء الی‌ الكوفه‌ وعدتهم‌ سبعون‌ الفا...
سپاهیان‌ سفیانی‌ از قرقیسیا عبور خواهند كرد و در آنجا به‌ نبرد خواهند پرداخت‌، پس‌ صد هزار نفر از ستمگران‌ ] در آنجا [ به‌ قتل‌ خواهند رسید. آنگاه‌ سفیانی‌ سپاهی‌ را به‌ سوی‌ كوفه‌ روانه‌ می‌سازد كه‌ تعداد آنها به‌ هفتاد هزار نفر می‌رسد .
آن‌ حضرت‌ همچنین‌ به‌ شمار كشته‌ شدگان‌ در این‌ نبرد اشاره‌ كرده‌، می‌فرمایند:
تبنی‌ مدینة‌ ممّا یلی‌ المشرق‌ یكون‌ فیها وقعة‌ لم‌ یسمع‌ أهل‌ ذلك‌ الزمان‌ بمثلها، ثم‌ تنجلی‌ هی‌ و الوقعة‌ التی‌ فی‌ الشام‌ عن‌ أربع‌ مائة‌ ألف‌ قتیل‌ ثم‌ یخرج‌ المهدی‌ فی‌ أثر ذلك‌ لاترد له‌ رایة‌.
شهری‌ در طرف‌ شرق‌ ساخته‌ می‌شود كه‌ در آن‌ حوادثی‌ روی‌ می‌دهد كه‌ هرگز مردم‌ آن‌ زمان‌ نظیر آن‌ را نشنیده‌اند. آنگاه‌ آن‌ حادثه‌ و یك‌ حادثه‌ دیگر كه‌ در شام‌ روی‌ می‌دهد مجموعاً چهار صد هزار كشته‌ برجای‌ می‌گذارد و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدی‌ ظاهر می‌شود و هرگز سپاهش‌ شكست‌ نمی‌خورد.

امام‌ صادق‌(ع‌) نیز در روایتی‌، در مورد نبرد قرقیسیا چنین‌ می‌فرمایند:
إن‌ للّه‌ مائدة‌ (وفی‌ غیر هذه‌ الروایة‌ مادبة‌) بقرقیسیاء یطلع‌ مطلع‌ من‌ السماء فینادی‌ یا طیر السماء و یا سباع‌ الارض‌ هلمّوا إلی‌ الشبع‌ من‌ لحوم‌ الجبارین‌.
همانا برای‌ خداوند در قرقیسیا سفره‌ای‌ است‌ كه‌ سروش‌ آسمانی‌ از آن‌ خبر می‌دهد؛ پس‌ ندا می‌كند ای‌ پرندگان‌ آسمان‌ و ای‌ درندگان‌ زمین‌ برای‌ سیر گشتن‌ از گوشت‌ ستمكاران‌ شتاب‌ كنید.
یكی‌ از محققان‌ معاصر نیز در كتاب‌ خود به‌ این‌ حدیث‌ اشاره‌ كرده‌ و ذیل‌ آن‌ می‌نویسد:
چنانكه‌ روایت‌ اشاره‌ می‌كند، عرصه‌ نبرد، بیابان‌ خشك‌ و بی‌ آب‌ و گیاه‌ است‌ و آنها اجساد كشتگان‌ خود را دفن‌ نمی‌كنند و یا قادر به‌ دفن‌ آنها نیستند، از این‌ رو پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمینی‌ از گوشت‌ لاشه‌های‌ آنها شكم‌ خود را سیر می‌كنند و اینكه‌ سربازان‌ كشته‌ شده‌ نیز ستمگرند؛ زیرا كه‌ آنها سربازان‌ جباران‌ و ستم‌ پیشگان‌ می‌باشند. یا اینكه‌ در میان‌ آنها شمار زیادی‌ از افسران‌ و فرماندهان‌ ستمكار از دوطرف‌ وجود دارد.
منابع‌ اهل‌ سنت‌ نیز به‌ نقل‌ روایاتی‌ پرداخته‌اند كه‌ بیانگر شدت‌ درگیری‌ در قرقیسیا است‌؛ از جمله‌ روایت‌ زیر كه‌ ابن‌ حماد آن‌ را نقل‌ می‌كند:
... ظهر السفیانی‌ بجیشه‌ علیهم‌، فیقتل‌ الترك‌ و الروم‌ بقرقیسیا حتی‌ تشبع‌ سباع‌ الارض‌ من‌ لحومها.
سفیانی‌ با سپاهیانش‌ بر آنها غالب‌ می‌شود و ترك‌ و روم‌ را در قرقیسیا به‌ قتل‌ می‌رساند تا اینكه‌ درندگان‌ زمین‌ از گوشت‌ آنها سیر می‌شوند.
او در روایت‌ دیگری‌ از امام‌ علی‌ (ع‌) نقل‌ می‌كند كه‌: یظهر السفیانی‌ علی‌ الشام‌، ثم‌ یكون‌ بینهم‌ وقعة‌ بقرقیسیا، حتّی‌ یشبع‌ طیر السماء و سباع‌ الارض‌ من‌ جیفهم‌...
سفیانی‌ بر شام‌ غالب‌ می‌شود، آنگاه‌ در قرقیسیا نبردی‌ بین‌ آنها رخ‌ می‌دهد، تا اینكه‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمین‌ از كشته‌های‌ آنها سیر می‌شوند.

2. موقعیت‌ جغرافیایی‌ قرقیسیا


«قرقیسیا» شهری‌ در شمال‌ سوریه‌ است‌ كه‌ در محل‌ التقای‌ رود «خابور» با «فرات‌» قرار گرفته‌ است‌. این‌ شهر پیش‌ از اسلام‌ «كیركسیون‌» نام‌ داشت‌ و در سال‌ نوزدهم‌ هجری‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ فتح‌ شد و قرقیسیا نام‌ گرفت‌.
در كتاب‌ جغرافیای‌ تاریخی‌ سرزمین‌های‌ خلافت‌ شرقی‌ درباره‌ قرقیسیا چنین‌ توضیح‌ داده‌ شده‌ است‌:
در حدود دویست‌ میلی‌ پایین‌ رقه‌، قرقیسیا كه‌ همان‌ كركیسیوم‌ قدیم‌ است‌، در ساحل‌ چپ‌ دجله‌، جایی‌ كه‌ رودخانه‌ خابور آب‌های‌ زیادی‌ خود را در آن‌ می‌ریزد واقع‌ است‌. ابن‌ حوقل‌ درباره‌ قرقیسیا گوید شهری‌ قشنگ‌ است‌ كه‌ در آغوش‌ باغستانی‌ قرار داد. یاقوت‌ و حمدالله‌ مستوفی‌ هر دو آن‌ را محلی‌ دانسته‌اند كه‌ كوچكتر از رحبه‌ كه‌ شش‌ فرسخی‌ قرقیسیا و در جانب‌ غربی‌ فرات‌ است‌.
« ابن‌ رسته‌ » قرقیسیا( Qarqisiya ) را از شهرهای‌ اقلیم‌ چهارم‌ و از حوزه‌های‌ ناحیه‌ جزیره‌ معرفی‌ می‌كند.
«ابن‌ خردادبه‌» در المسالك‌ و الممالك‌ پس‌ از آنكه‌ موقعیت‌ قرقیسیا بر ساحل‌ فرات‌ را توصیف‌ می‌كند به‌ بیان‌ فاصله‌ آن‌ تا بغداد می‌پردازد و تمامی‌ منازل‌ میان‌ این‌ دو را نام‌ برده‌ و به‌ فاصله‌ هر یك‌ از دیگری‌ نیز اشاره‌ می‌كند. بر اساس‌ محاسبه‌ وی‌ فاصله‌ این‌ دو شهر از یكدیگر در حدود نود و چند فرسخ‌ است‌.
در معجم‌ البلدان‌ طول‌ و عرض‌ جغرافیایی‌ این‌ شهر به‌ نقل‌ از بطلمیوس‌ ذكر شده‌ است‌:
بطلمیوس‌ می‌گوید: طول‌ ] جغرافیایی‌ [ شهر قرقیسیا 64 درجه‌ و 45 دقیقه‌ و عرض‌ آن‌ 35 درجه‌ است‌. این‌ شهر جزء اقلیم‌ چهارم‌ است‌.
یكی‌ از محققان‌ معاصر در مورد موقعیت‌ جغرافیایی‌ قرقیسیا می‌نویسد:
امروزه‌ خرابه‌های‌ آن‌ نزدیك‌ شهر «دیر زور» سوریه‌ قرار دارد. قرقیسیا نزدیك‌ مرزهای‌ سوریه‌ ـ عراق‌ است‌ و به‌ مرزهای‌ تركیه‌ ـ سوریه‌ نسبتاً نزدیك‌ می‌باشد.

3. دلایل‌ و زمینه‌های‌ نبرد قرقیسیا


آنچنان‌ كه‌ از روایات‌ و بر می‌آید نبرد قرقیسیا بر سر گنجی‌ است‌ كه‌ در ناحیة‌ فرات‌ پیدا می‌شود. ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پیامبر اكرم‌ (ص‌) از این‌ گنج‌ چنین‌ گزارش‌ می‌دهد:
تحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ و فضّة‌ فیقتل‌ علیه‌ من‌ كلّ سبعة‌ تسعة‌ ، فإذا أدركتموه‌ فلا تقربوه‌ .
فرات‌ از كوهی‌ از طلا و نقره‌ پرده‌ بر می‌دارد سپس‌ بر سر آن‌ جنگ‌ می‌شود به‌ طوری‌ كه‌ از هر نه‌ نفر، هفت‌ نفر كشته‌ می‌شود، پس‌ هرگاه‌ آن‌ را درك‌ كردید به‌ آن‌ نزدیك‌ نشوید.
همین‌ مضمون‌ با الفاظی‌ مشابه‌ در روایات‌ دیگری‌ كه‌ از پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص‌) نقل‌ شده‌، آمده‌ است‌؛ كه‌ از جمله‌ می‌توان‌ به‌ روایت‌ زیر اشاره‌ كرد:
تحسر الفرات‌ علی‌ جبل‌ من‌ ذهب‌، فیقتتل‌ الناس‌ علیه‌ فیقتل‌ علیه‌ من‌ كل‌ مائة‌ تسعین‌ أو قال‌ تسعة‌. كلّهم‌ یری‌ أنّه‌ ینجو.
فرات‌ از كوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد، سپس‌ مردم‌ بر سر آن‌ به‌ نبرد بر می‌خیزند و از هر صد نفر، نود نفر (و یا فرمود:نه‌ نفر ) در این‌ نبرد كشته‌ می‌شوند، هر یك‌ از آن‌ مردمان‌ گمان‌ می‌كنند كه‌ نجات‌ می‌یابند.
در الفتن‌ و الملاحم‌ ابن‌ كثیر نیز به‌ نقل‌ از رسول‌ خدا(ص‌) به‌ پیدا شدن‌ گنج‌ اشاره‌ شده‌ است‌:
یوشك‌ الفرات‌ أن‌ یحسر عن‌ كنز من‌ ذهب‌، فمن‌ حفره‌ فلا یأخذ منه‌ شیئاً.
به‌ زودی‌ فرات‌ از گنجی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد، پس‌ هر كس‌ آن‌ را یافت‌، نباید چیزی‌ از آن‌ بر گیرد.
ابن‌ كثیر در جایی‌ دیگر نیز از آن‌ حضرت‌ روایت‌ می‌كند كه‌:
لا تقوم‌ الساعة‌ حتی‌ یحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ یقتتل‌ الناس‌، فیقتل‌ من‌ كلّ مائة‌ تسعة‌ و تسعون‌، یقول‌ كلّ رجل‌ منهم‌: لعلّی‌ أكون‌ أنا الّذی‌ أنجو.
قیامت‌ بر پا نمی‌شود، تا اینكه‌ فرات‌ از كوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌گیرد ] در آن‌ زمان‌ [ مردم‌ با یكدیگر به‌ نبرد برمی‌خیزند. پس‌، از هر صد نفر، نود و نه‌ نفر كشته‌ می‌شود، هر یك‌ از آن‌ مردمان‌ می‌گوید: شاید من‌ كسی‌ باشم‌ كه‌ نجات‌ می‌یابم‌ .
ابن‌ حسام‌ جونپوری‌ نیز در البرهان‌ فی‌ علامات‌ مهدی‌ آخر الزمان‌ به‌ ماجرای‌ كوه‌ طلا در فرات‌ اشاره‌ دارد:
لا تقوم‌ الساعة‌ حتی‌ یحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ یقتتل‌ علیه‌ الناس‌ و یقتل‌ تسعة‌ أعشارهم‌.
قیامت‌ برپا نمی‌شود، مگر اینكه‌ فرات‌ كوهی‌ از طلا را آشكار می‌سازد، مردم‌ بر سر آن‌ گنج‌ به‌ نبرد برمی‌خیزند و نُه‌ دهم‌ آنها كشته‌ می‌شوند.
نویسنده‌ كتاب‌ عصر ظهور در بحث‌ از جنبش‌ سفیانی‌ چنین‌ آورده‌ است‌:
... هدف‌ اصلی‌ سفیانی‌ از جنگ‌ عراق‌ سلطه‌ یافتن‌ بر آن‌ كشور و ایجاد مقاومت‌ در برابر نیروهای‌ ایرانی‌ و زمینه‌ سازان‌ ظهور حضرت‌، كه‌ از مسیر عراق‌ به‌ سوی‌ سوریه‌ و قدس‌ پیش‌ می‌روند خواهد بود. ولی‌ در راه‌ عراق‌ در اثر حادثة‌ عجیبی‌ جنگ‌ قرقیسیا رخ‌ می‌دهد و آن‌ حادثه‌ پیدا شدن‌ گنجی‌ در مجرای‌ فرات‌ و یا نزدیك‌ مجرای‌ رود فرات‌ است‌. به‌ طوری‌ كه‌ عده‌ای‌ از مردم‌ برای‌ دست‌ یافتن‌ به‌ آن‌، دست‌ به‌ تلاش‌ می‌زنند و آتش‌ جنگ‌ بین‌ آنها شعله‌ ور می‌شود و بیش‌ از صدهزار تن‌ از آنها كشته‌ می‌شوند و هیچ‌ یك‌ به‌ پیروزی‌ قطعی‌ نمی‌رسند و به‌ آن‌ گنج‌ دست‌ نمی‌یابند. بلكه‌ همگی‌ از آن‌ منصرف‌ شده‌ و به‌ مسایل‌ دیگر مشغول‌ می‌شوند.
ناگفته‌ نماند كه‌ ایشان‌ نیز روایاتی‌ در مورد پیدا شدن‌ گنج‌ نقل‌ می‌كنند، از جمله‌ روایت‌ زیر كه‌ در نسخه‌ خطی‌ ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پیامبراكرم‌ (ص‌) وارد شده‌ است‌:
فتنه‌ چهارم‌ هجده‌ سال‌ به‌ طول‌ می‌انجامد، سپس‌ در آن‌ هنگام‌ كه‌ باید پایان‌ می‌پذیرد و تحقیقاً نهر فرات‌ از كوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد و مردم‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ به‌ جان‌ یكدیگر می‌افتند و از هر نُه‌ تن‌ هفت‌ تن‌ كشته‌ می‌شوند.
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ بیشتر این‌ روایات‌ از نظر سند ضعیف‌ هستند.

4. نیروهای‌ درگیر در نبرد قرقیسیا


بنابه‌ آنچه‌ از روایات‌ اهل‌ سنت‌ به‌ دست‌ می‌آید طرفین‌ درگیر در نبرد قرقیسیا، تركان‌، رومیان‌ و لشكر سفیانی‌ هستند. در اینجا به‌ برخی‌ از روایاتی‌ كه‌ در این‌ زمینه‌ وارد شده‌اند اشاره‌ می‌كنیم‌:
... ظهر السفیانی‌ بجیشه‌ علیهم‌، فیقتل‌ الترك‌ والروم‌ بقرقیسیا... .
سفیانی‌ با سپاهش‌ بر آنها پیروز می‌شود و ترك‌ و روم‌ را در قرقیسیا می‌كشد.
و در جایی‌ دیگر آمده‌ است‌:
... فعند ذلك‌ تجتمع‌ الترك‌ والروم‌ یقاتلون‌ جمیعاً و ترفع‌ ثلاث‌ رایات‌ بالشام‌، ثم‌ یقاتلهم‌ السفیانی‌ حتی‌ یبلغ‌ بهم‌ قرقیسیاء.
... پس‌ در آن‌ هنگام‌ تركان‌ و رومیان‌ اجتماع‌ كرده‌ و با یكدیگر به‌ نبرد برمی‌خیزند و سه‌ پرچم‌ در شام‌ برافراشته‌ می‌شود، آنگاه‌ سفیانی‌ باآنها جنگ‌ می‌كند تا در منطقه‌ قرقیسیا به‌ آنها می‌رسد.
در روایت‌ دیگری‌ چنین‌ آمده‌ است‌:
دخوله‌ (السفیانی‌) الكوفة‌ بعد ما یقاتل‌ الترك‌ والروم‌ بقرقیسیاء...
زمان‌ وارد شدن‌ سفیانی‌ به‌ كوفه‌ بعد از نبرد او با تركان‌ و رومیان‌ در قرقیسیا است‌ .
در روایتی‌ كه‌ عبدالله‌ بن‌ زبیر از امام‌ علی‌(ع‌) نقل‌ می‌كند نیز از حضور دو عبدالله‌ و سپاه‌ آنان‌ در قرقیسیا سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌:
یتبع‌ عبداللّه‌ عبداللّه‌ حتی‌ یلتقی‌ جنودهما بقرقیسیا علی‌ النهر.
عبدالله‌ به‌ دنبال‌ عبدالله‌ برمی‌ خیزد تا اینكه‌ سپاهیان‌ آنها در قرقیسیا در كنار نهر با یكدیگر رودرو می‌شوند.
منابع‌ شیعی‌ نیز از درگیری‌ لشكر سفیانی‌ با تركان‌ خبر می‌دهند، مؤلف‌ عصر ظهور در این‌ زمینه‌ چنین‌ می‌نویسد:
اما طرف‌ مقابل‌ سفیانی‌ در این‌ نبرد از نظر اكثر روایات‌ تركان‌ هستند ولی‌ منظور از تركان‌ در اینجا چیست‌؟ آنچه‌ به‌ نظر می‌رسد و به‌ طبیعت‌ امر نزدیك‌تر است‌ اینكه‌ آنها سپاهیان‌ ترك‌ زبان‌ هستند؛ چراكه‌ درگیری‌ و نزاع‌ بر سر دارائی‌ است‌ كه‌ نزدیك‌ مرزهای‌ سوریه‌ و تركیه‌ وجود دارد...
در كتاب‌ روزگار رهایی‌ نیز احادیث‌ متعددی‌ دربارة‌ تركان‌ ذكر شده‌ و تأكید می‌شود كه‌ فتنة‌ ترك‌ در قرقیسیا انجام‌ می‌پذیرد .
در اینجا به‌ برخی‌ از احادیثی‌ كه‌ در كتاب‌ یاد شده‌ آمده‌ و ظاهراً در ارتباط‌ با نبرد قرقیسیا است‌ اشاره‌ می‌كنیم‌؛ درنخستین‌ روایت‌ به‌ نقل‌ از پیامبر اكرم‌(ص‌) چنین‌ آمده‌ است‌:
للترك‌ خرجتان‌، خرجة‌ فیها خراب‌ آذربیجان‌ و خرجة‌ یخرجون‌ فی‌ الجزیرة‌ یخیفون‌ ذوات‌ الحجال‌ فینصر الله‌ المسلمین‌ فیهم‌ ذبح‌ اللّه‌ الاعظم‌.
برای‌ ترك‌ها دو خیزش‌ است‌ كه‌ در یكی‌ از آنها آذربایجان‌ ویران‌ می‌شود و در دیگری‌ وارد جزیره‌ می‌شوند و پرده‌ نشینان‌ را به‌ وحشت‌ می‌اندازند. خداوند مسلمانان‌ را پیروز می‌گرداند كه‌ كشتار بزرگ‌ الهی‌ در آن‌ روز است‌.
در روایت‌ دیگری‌ نیز چنین‌ می‌خوانیم‌:
لیردنّ الترك‌ الجزیرة‌، حتی‌ تسقی‌ خیلهم‌ من‌ الفرات‌. فیبعث‌ الله‌ علیهم‌ الطاعون‌ فیقتلهم‌ فلا ینجو منهم‌ إلا رجل‌ واحد. و یبعث‌ الله‌علیهم‌ ثلجاً فیها صرٌّ وریح‌ وحبید فءاذا هم‌ خامدون‌... فیرجع‌ المسلمون‌ إلی‌ أصحابهم‌ فیقولون‌ ءانّ الله‌ قد أهلكهم‌ و كفاكم‌ شرّهم‌.
بدون‌ تردید سپاه‌ ترك‌ وارد جزیره‌ خواهند شد تا اسب‌هایشان‌ از فرات‌ سیراب‌ شوند، آنگاه‌ خداوند بر آنها طاعون‌ را مسلط‌ می‌كند و همگی‌ به‌ وسیله‌ طاعون‌ از بین‌ می‌روند و به‌ جز یك‌ نفر از آنها باقی‌ نمی‌ماند. خداوند بر آنها برف‌ و تگرگ‌ همراه‌ با سرمای‌ سوزان‌ و طوفان‌ خانمان‌ برانداز فرو می‌فرستد و همگی‌ نقش‌ بر زمین‌ می‌شوند. مسلمانان‌ به‌ یكدیگر نوید می‌دهند كه‌ خداوند آنها را هلاك‌ كرد و شر آنها را از شما كوتاه‌ نمود.

5. زمان‌ نبرد قرقیسیا


نبرد قرقیسیا میان‌ دو واقعه‌ مهم‌ صورت‌ می‌گیرد؛ نخست‌ خروج‌ سفیانی‌ و دوم‌ ظهور امام‌ مهدی‌ (ع‌). دراینجا به‌ اختصار به‌ هر یك‌ از آنها اشاره‌ می‌كنیم‌:
1ـ5. خروج‌ سفیانی‌
امام‌ باقر(ع‌) در مورد واقعه‌ نخست‌ چنین‌ فرموده‌است‌ :
یخرج‌ السفیانی‌ یوم‌ جمعة‌، فیصعد منبر دمشق‌ و یبایع‌ الناس‌ علی‌ أن‌ لا یخالفوا أمره‌ رضوه‌ أم‌ كرهوه‌. ثمّ یخرج‌ إلی‌ الغوطة‌. فیجتمع‌ ءالیه‌ خمسون‌ ألف‌ مقاتل‌. ثمّ تختلف‌ الرایات‌ الثلاث‌. فرایة‌ الترك‌ و العجم‌ و هی‌ سواد. ورایة‌ لبنی‌ العباس‌ صفراء و رایة‌ السفیانی‌ حمراء. فیغلبهم‌ السفیانی‌ بعد أن‌ یقتل‌ منهم‌ ستین‌ ألفاً و یسیر إلی‌ حمص‌ فإلی‌ الفرات‌ مروراً بالرّقة‌ و سبا.
سفیانی‌ در روز جمعه‌ خروج‌ می‌كند و بر فراز منبر دمشق‌ قرار می‌گیرد و از مردم‌ بیعت‌ می‌گیرد كه‌ هرگز با امر او مخالفت‌ نكنند، چه‌ آن‌ را بپسندند و چه‌ آن‌ را ناخوش‌ دارند. آنگاه‌ به‌ سوی‌ «غوطه‌» حركت‌ می‌كند و 50 هزار جنگجو در اطراف‌ او گردآیند، آنگاه‌ سه‌ پرچم‌ به‌ اهتزاز در آید: پرچم‌ ترك‌ها و عجم‌ها كه‌ سیاه‌رنگ‌ است‌. پرچم‌ بنی‌ عباس‌ كه‌ زردرنگ‌ است‌. پرچم‌ سفیانی‌، كه‌ سرخ‌رنگ‌ است‌. سفیانی‌ بر آنها چیره‌ می‌شود، پس‌ از آنكه‌ 60 هزار نفر از آنها را از دم‌ شمشیر می‌گذارند، آنگاه‌ به‌ سوی‌ «حمص‌» می‌رود و از فرات‌ عبور می‌كند و عازم‌ «رقّه‌» و «سبا» می‌شود.
امیر المؤمنین‌ علی‌(ع‌) نیز از جنگ‌ سفیانی‌ با سپاه‌ «ابقع‌» و «اصهب‌» خبر می‌دهند :
یلتقی‌ السفیانی‌ بالابقع‌ فیقتله‌ السفیانی‌ و من‌ معه‌. ثم‌ یقتل‌ الاصهب‌ و أتباعه‌. ثم‌ لا یكون‌ له‌ هَمّ إلّا آل‌ محمد و شیعتهم‌ و المثول‌ الی‌ العراق‌. و یمرّ جیشه‌ بقرقیسیا...
سفیانی‌ با «ابقع‌» درگیر می‌شود سپس‌ او و سپاهیانش‌ را می‌كشد. سپس‌ «اصهب‌» و یاران‌ او را می‌كشد. آنگاه‌ به‌ كشتن‌ آل‌ محمّد و شیعیان‌ آنها اهتمام‌ می‌كند و به‌ سوی‌ عراق‌ راهی‌ می‌شود و سپاه‌ او به‌ قرقیسیا وارد می‌شود...
در عقد الدرر نیز در همین‌ زمینه‌ روایتی‌ از امام‌ محمد باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ به‌ قرار زیر است‌:
... و یختلف‌ فی‌ أرض‌ الشام‌ ثلاث‌ رایات‌، رایة‌ الاصهب‌ ورایة‌ الابقع‌ ورایة‌ السفیانی‌، فیلقی‌ الابقع‌ فیقتتلون‌، فیقتله‌ السفیانی‌ و من‌ معه‌، ثم‌ یقتل‌ الاصهب‌ ثّم‌ لایكون‌ لهم‌ همّ ءالاّ إلاقبال‌ نحو العراق‌، و تمرّ جیوشه‌ بقرقیسیا...
سه‌ پرچم‌ در شام‌ برافراشته‌ می‌شود؛ پرچم‌ اصهب‌، پرچم‌ ابقع‌ و پرچم‌ سفیانی‌، سفیانی‌ ابتدا با ابقع‌ درگیر می‌شود و او و همراهانش‌ را به‌ قتل‌ می‌رساند، آنگاه‌ اصهب‌ را می‌كشد، سپس‌ تنها چیزی‌ كه‌ سپاهیان‌ سفیانی‌ به‌ آن‌ می‌اندیشند حركت‌ به‌ سوی‌ عراق‌ است‌ و سپاهیان‌ او از قرقیسیا عبور می‌كنند.
در منابع‌ اهل‌ سنت‌ نیز این‌ واقعه‌ چنین‌ ذكر شده‌ است‌:
تخرج‌ بالشام‌ ثلاث‌ رایات؛ الاصهب‌، و الابقع‌، و السفیانی‌، یخرج‌ السفیانی‌ من‌ الشام‌ والابقع‌ من‌ مصر، فیظهر السفیانی‌ علیهم‌.
سه‌ پرچم‌ در شام‌ بلند می‌شود؛ اصهب‌، ابقع‌ و سفیانی‌، سفیانی‌ از شام‌ و ابقع‌ از مصر برمی‌ خیزد. پس‌ سفیانی‌ بر همه‌ آنها غالب‌ می‌شود .
... ثمّ یظهر السفیانی‌ بالشام‌ علی‌ الرایات‌ الثلاث‌، ثمّ یكون‌ لهم‌ وقعة‌ بعد قرقیسیاء عظیمة‌...
... سپس‌ سفیانی‌ در شام‌ بر پرچم‌های‌ سه‌ گانه‌ غالب‌ می‌شود. سپس‌ برای‌ آنها رویدادی‌ به‌ بزرگی‌ قرقیسیا نخواهد بود.

2ـ5. ظهور امام‌ مهدی‌ (ع‌)
حادثه‌ مهمی‌ كه‌ پس‌ از نبرد قرقیسیا به‌ وقوع‌ می‌پیوندد، ظهور حجت‌ خدا، قائم‌ آل‌ محمد(ص‌) است‌؛ امام‌ باقر(ع‌) دراین‌ زمینه‌ می‌فرمایند:
السفیانی‌ والقائم‌ فی‌ سنة‌ واحدة‌.
سفیانی‌ و قائم‌ ] ع‌ [ در یك‌ سال‌ خروج‌ می‌كنند.
همچنین‌ در حدیثی‌ دیگر از ایشان‌ آمده‌ است‌ كه‌:
و یخرج‌ المهدی‌ منها علی‌ سنّة‌ موسی‌ خائناً یترقب‌ حتّی‌ یقدم‌ مكة‌ و یقبل‌ الجیش‌ حتی‌ إذا نزلوا بالبیداء و هو جیش‌ الهلاك‌، خسف‌ بهم‌ فلا یفلت‌ منهم‌ إالّا مخبراً.
مهدی‌(ع‌) همانند موسی‌ ] ع‌ [ نگران‌ و ترسان‌ از مدینه‌ خارج‌ می‌شود و به‌ سوی‌ مكه‌ می‌رود و سپاهیان‌ سفیانی‌ حركت‌ می‌كنند تا به‌ سرزمین‌ بیداد می‌رسند، همگی‌ آنها هلاك‌ می‌شوند و جز گزارشگری‌ از آنها باقی‌ نمی‌ماند.
لازم‌ به‌ یادآوری‌ است‌ كه‌ طبق‌ احادیث‌ شیعی‌ بزرگ‌ترین‌ و حساس‌ترین‌ ضربت‌ بر سپاه‌ سفیانی‌ را سید خراسانی‌ و سپاهیان‌ او وارد می‌آورند. آنانی‌ كه‌ اشراف‌ كوفه‌ هیچ‌ ارج‌ و قیمتی‌ برایشان‌ قائل‌ نیستند. در روایتی‌ كه‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ چنین‌ آمده‌ است‌ :
یقتل‌ الرجال‌ إلّا شامی‌ و الویل‌ لمن‌ فی‌ أطرافها ماذا یمرّ بهم‌ من‌ أذیً و تُسبی‌' بها رجال‌ و نساء. و أحسنهم‌ حالاً من‌ یعبر الفرات‌. و الخروج‌ منها خیر من‌ البقا فیها ساعة‌ واحدة‌ من‌ نهار. أمّا من‌ یوخذ منهم‌ فلیسَ علیهم‌ باس‌. أمّا أنّهم‌ سینقذهم‌ أقوام‌ ما لهم‌ عند اهل‌ الكوفة‌ یومئذ قدر، أما لا یجوزون‌ بهم‌ الكوفة‌.
همه‌ مردان‌ آن‌ جز یك‌ نفر شامی‌ كشته‌ می‌شوند، وای‌ بر حال‌ كسانی‌ كه‌ در اطراف‌ آن‌ (كوفه‌) باشند، چه‌ آزار و اذیتی‌ می‌بینند. مردانشان‌ و زنانشان‌ اسیر گرفته‌ می‌شوند، بهترین‌ آنها از نظر وضع‌ و سامان‌ كسی‌ است‌ كه‌ از فرات‌ بگذرد و از منطقه‌ بگریزد، فرار كردن‌ از آنجا از یك‌ ساعت‌ ماندن‌ در آن‌ بهتر است‌. كسانی‌ كه‌ از آنها اسیر شوند باكی‌ بر آنها نیست‌، آنها را كسانی‌ نجات‌ می‌دهند كه‌ مردم‌ كوفه‌ هیچ‌ ارزشی‌ برای‌ آنها قائل‌ نیستند آنها را از كوفه‌ دور نمی‌برند.
در عقد الدرر نیز به‌ پیوند این‌ حوادث‌ با یكدیگر اشاره‌ شده‌ و در روایتی‌ از علی‌(ع‌) پس‌ از ذكر واقعه‌ قرقیسیا چنین‌ آمده‌ است‌:
... و تقبل‌ خیل‌ السفیانی‌ فی‌ طلب‌ أهل‌ خراسان‌ و یقتلون‌ شیعة‌ آل‌ محمد(ص‌) ثم‌ یخرج‌ أهل‌ خراسان‌ فی‌ طلب‌ المهدی‌.
... سپاهیان‌ سفیانی‌ به‌ جست‌ و جوی‌ اهل‌ خراسان‌ بر می‌خیزند و شیعیان‌ آل‌ محمد (ص‌) را می‌كشند، آنگاه‌ اهل‌ خراسان‌ در یافتن‌ ] امام‌ [ مهدی‌ قیام‌ می‌كنند.
ابن‌ حماد نیز در روایتی‌ كه‌ از امام‌ علی‌ (ع‌) نقل‌ می‌كند از این‌ ماجرا به‌ تفصیل‌ یاد می‌كند و از رو آوردن‌ اهل‌ خراسان‌ به‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) و طلبیدن‌ ایشان‌ سخن‌ می‌گوید:
یظهر السفیانی‌ علی‌ الشام‌، ثم‌ یكون‌ بینهم‌ وقعة‌ بقرقیسیاء، حتّی‌ یشبع‌ طیر السماء و سباع‌ الارض‌ من‌ جیفهم‌، ثم‌ یفتق‌ علیهم‌ فتق‌ من‌ خلفهم‌، فتقبل‌ طائفة‌ منهم‌ حتی‌ یدخلوا أرض‌ خراسان‌ و تقبل‌ خیل‌ السفیانی‌ فی‌ طلب‌ أهل‌ خراسان‌، فیقتلون‌ شیعة‌ آل‌ محمد بالكوفة‌، ثم‌ یخرج‌ أهل‌ خراسان‌ فی‌ طلب‌ المهدی‌.
سفیانی‌ بر شام‌ غالب‌ می‌شود، آنگاه‌ بین‌ آنها ] سفیانی‌ و شامیان‌ [ نبردی‌ در قرقیسیا رخ‌ می‌دهد كه‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمین‌ از اجساد آنها سیر می‌شوند، آنگاه‌ در عقبه‌ آنها ] سپاه‌ سفیانی‌ [ شكافی‌ ایجاد می‌شود. پس‌ گروهی‌ از آنها راهی‌ سرزمین‌ خراسان‌ می‌شوند و سپاه‌ سفیانی‌ به‌ دنبال‌ آنها به‌ راه‌ می‌افتند تا به‌ سرزمین‌ خراسان‌ می‌رسند. سپاه‌ سفیانی‌ در جست‌ و جوی‌ اهل‌ خراسان‌ برمی‌آیند و شیعیان‌ آل‌ محمد را در كوفه‌ به‌ قتل‌ می‌رسانند. آنگاه‌ اهل‌ خراسان‌ در جست‌وجوی‌ مهدی‌ به‌ پا می‌خیزند.

پی نوشت:
ماهنامه موعود
سال ششم ـ شماره 31

<:P:>

نوشته شده در سه شنبه 16 فروردین 1384 و ساعت 02:04 ق.ظ توسط : محمد مسیح مهدوی