تبلیغات
هیهات منا الذله
 

به نام خدا

هیهات منا الذله

¯

پنجشنبه 24 شهریور 1384

مکاتبه یک جوان با علامه

- نامه جوان:
« محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید.
در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند.
درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. 23/10/1355
داود نور محمدی

- توصیه علامه به جوان
« السلام علیکم
برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید.
به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.

 هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید.
ان شاء الله موفق خواهید بود.
والسلام علیکم
محمد حسین طباطبایی. »


خیلی زیبا و لطیف بود .

نوشته شده در پنجشنبه 24 شهریور 1384 و ساعت 05:09 ق.ظ توسط : حسین
 



¯

جمعه 14 مرداد 1384

سلام .

بنده هیچ ابائی ندارم از ارجاع کسی به علما .

اگه می گم علامه قاضی ، علامه طباطبائی ، امام ، شهید مطهری ... نه اینه که بگم شما عاشقشون بشید .

اصلا خیلی هم غلطه . دل رو باید به دلبر داد . در خونه ی غیر اهل بیت برید ذلیل می شید .

بنده فقط به جنبه ی علمی و معرفتی این بزرگواران اشاره می کنم .

خب بابا یک عمر زانو زدن درس خوندن جان کندن .

بنده اسم ایشان را می برم که بگم بابا بنده نمونه ی مسلمانان نیستم . نمونه اینها هستند .

خب مثلا من بیام بگم : یا علی بیچارتم . خیلی ها بهم می خندن!! بیچاره ی علی که گناه نمی کنه . بیچاره ی علی این قدر از قران دور نیست . بیچاره ی علی این همه کار مناقض عقل انجام نمی ده .

خب بابا علامه طباطبائی بگه :« اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را می بوسیدم. » خیلی فرق داره .

اصلا به من چه ؟

من گنگ خواب دیده عالم تمام کر

من عاجزم از گفتن و خلق از شنیدنش

...

نوشته شده در جمعه 14 مرداد 1384 و ساعت 05:08 ق.ظ توسط : حسین
 



¯

جمعه 7 مرداد 1384

وبلاگ شخصی بنده از اونجا به اونجا منتقل شد .

نوشته شده در جمعه 7 مرداد 1384 و ساعت 07:07 ق.ظ توسط : حسین
 



¯

جمعه 31 تیر 1384

سلام .

بعضیا می گن فلانی حرف بزند .

میل می زنن و ...

مگه حرف زدن ماست خوردنه؟

همین حرف زدن ما رو بدبخت کرده

اگر مردی زبانت را نگهدار

ز کذب و غیبت و بهتان و آزار

این بیت بالا رو استاد امجد حداقل یک ماه رمضان بار ها و بارها تکرار کرد .

این همه سایت برا حضرت مهدی (عج) درست کردیم . این همه نشریه . این همه ...

حرف حرف حرف ...

حالا یکی ندونه هارمجدون (آرماگدون) چیه مسلمون نیست؟

صد جور خدا را اثبات می کنیم . هزار جور اثبات حفظ می کنیم . خب خاک بر سر من! چند نفر با این حرفا برگشتن؟ بابا برهان عمل ماست .

یکی به من می گه نتیجه ی عمل به رساله کو؟

شما که بچه حزب اللهی هستی پس کو نشانه هاش؟ پس کو اون آثار خوبش؟

چی بش بگم؟ خب الان فکر می کنه فقه و حوزه و ... همه چی کشکه .

اسلام رو یا چپوندیم تو کتابهای فلسفی و ...

یا تو مجالس مداحی و مداح ها . اگه یکی بگه بالا چشه فلان مداح ابرو یا فلان شعرش کم محتوی بود یا اصلا بد بود شکمشو پاره می کنیم .

زگلبانگ جهان تابم چه آتشهاست در دلها

نمی گیرد چرا در تو نمی دانم ،  نمی دانم

...

نوشته شده در جمعه 31 تیر 1384 و ساعت 09:07 ق.ظ توسط : حسین
 



¯

جمعه 31 تیر 1384

معجزه ای از امام علی (ع)

شخصی به سفر رفته بود بعد از آن كه آمد به شش ماه زنش را وضع حمل واقع شد  وآن امر بر او مشكل آمده بود زنش را به نزد عمر آورد عمر حكم كرد ك او را رجم كنند وبیش از آنكه او راسنگسار ككند حضرت امیر واقف شد منع فرمود كه حق تعالی در قرآن مجید  فرموده : دوسال مدت شیر خوردنست وشش ماه مدت لا اقل حمل است واین فرزند از این شخص است واین زن بیگناه است آن مرد وآن زن حضرت امیر را دعا كرده وشكر حق تعالی به جا آوردند

حدیقه الشیعه

نوشته شده در جمعه 31 تیر 1384 و ساعت 05:07 ق.ظ توسط : سارا مریم مهدوی
 



¯ لوگو

شنبه 25 تیر 1384

بسم الله

سلام

لوگوی جدید :

نوشته شده در شنبه 25 تیر 1384 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : محمد مسیح مهدوی
 



¯

جمعه 24 تیر 1384

درباره ی نادر شاه گفته شد من هم گفتم که یک گله بکنم والان بهترین موقعیت متاسفانه برخی اوقات پیش میاد که افراد سخنران بر پای منبرها یا بر  طبق سلیقه ی خودشون عمل می کنند یا اطلاعات کاملی رو ندارند واطلاعات ناقص در اختیار مردم قرار میدهند ویا اینکه با لحن تندی حرف میزنند

یادم میاد پارسال ما که رفته بودیم خانه ی دوستامون که دعای کمیل داشتند روحانی این چنین گفت: نادر شاه یک فرد خوبی بوده یک فردی بوده که دوستدار حسین بوده همین چیز باعث شده که ارامگاهش مملو از زائران باشه در حالی که شاه عباس صفوی یک فرد ظالم بوده به خاطر همینه که ارامگاهش خالی از زائرین هست

من نمی دونم این اقا حرفو بر چه اساسی گفتند همون طور که می دونید نادر یک فرد بسیار ظالمی بود به اندازه ای که چشمها رو از کاسه در می اورد خدمت آنچنای هم به تشیع نکرد تازه هم اگر کسی واقعا دوستدار حسین باشه  از حسین الگو میگیره کجای اخلاق حسین این بود که مردم بی گناه رو بکشند من از شاه عباس حمایت نمیکنم اما شاه عباس خدمت شایانی به تشیع کرد شیعه رو خوده شاه عباس آورد ای کاش یکی از آقایان اون موقع این تذکرو می داد حیف که من اقا نیستم

چند شب پیش رفته بودیم فاطمیه اقا این روحانی خیلی خشن و بد دهن بود به سنی ها توهین می کرد البته تو اون مجلس همه اشنا بودیم وکسی سنی نبود اما اگر این حرفو جلوی سنی ها میزد فقط وحدتو از بین می برد وحدتی که حضرت علی به خاطرش از خلافت دست برداشت ادم حفشو بزنه اما با ادب

سخنرانها باید بیشتر توجه کنند حتی اگر می تونید در پنهانی تذکر بدهید

نوشته شده در جمعه 24 تیر 1384 و ساعت 08:07 ق.ظ توسط : سارا مریم مهدوی
 



¯ کمی با دید تاریخی

چهارشنبه 22 تیر 1384

به نام او یگانه ی عالم لاهوت

سلام،

دستهاى خونین نادر شاه

چون نادر شاه افشار به سلطنت رسید به ژنرال روسى كه شهرهاى شمال ایران را در اواخر دوره صفویه اشغال كرده بود پیغام داد و از او استفسار نمود كه آیا كشور ایران را ترك مى كند یا اینكه مایل است فراشان سلطنتى او را بیرون كنند؟
از مسكو یك نفر نماینده براى بستن قرارداد با نادر شاه به مشهد آمد ولى نادر او را نمى پذیرفت و او نیز به همراه سپاه نادر براى بدست آوردن فرصت ملاقات حركت مى نمود. یك روز نادر در حالى كه پیروزى جدیدى به دست آورده بود سفیر را نزد خود خواند. سفیر نامبرده ، نادر را دید كه روى زمین نشسته در حالى كه البسه اش بوى خون مى داد با دست غذا مى خورد. وقتى سفیر از علت احضار خود پرسید، نادر به او گفت كه مى خواهم ببینى كه چگونه با دست هاى آلوده بخون ، خشن ترین غذاها را مى خورم و شما مى توانى به آقایت بگویى كه چنین شخصى (نادر) گیلان را تسلیم نخواهد كرد.(ژنرال سایكس تاریخ ایران ج 2 ص 364)

چرا شاه ایران اسیر روم شد؟

روزى آلب ارسلان سلجوقى با صد سوار در مرزهاى دولت ایران و روم به شكار رفته بود. رومیان آنها را بگرفتند و در بند كردند و نمى دانستند كه سلطان در میان آنها مى باشد. شخصى از قضیه باخبر شد و مخفیانه جریان را به وزیر با تدبیرش خواجه نظام الملك طوسى در میان گذاشت . خواجه هشدار داد كه با هیچ كس در این باره چیزى نگوید آنگاه در میان مردم شایع نمود كه سلطان بیمار است و همه روزه با اطبا مى آمد و مى رفت ، در همان زمان سفیران امپراطورى روم براى مذاكره صلح با امیرارسلان به اردوگاه آمده بودند و خواجه نظام الملك به آنها گفت : چگونه شما صلح مى طلبى و مى خواهید صلح كنید و حال آنكه جمعى از بندگان سلطان را در شكارگاه اسیر كرده و زندانى نموده ، رومانوس امپراطور روم بلافاصله دستور داد كه آنها را آزاد نمایند و چون آنها به اردوگاه رسیدند نظام الملك و امرا و اركان دولت از شاه استقبال نمودند و زمین ادب را بوسیدند و رومیان چون چنین دیدند مدهوش و متحیر گشتند.
اما چندى نگذشت كه امپراطور روم رومانوس پس از شكست در جنگ ملازگرد به اسارت آلب ارسلان درآمد پادشاه سلجوقى او را سخت سرزنش ‍ نمود و بعنوان اسیر در اردوگاه خود نگهداشت .
روزى قیصر از شدت درد و ناراحتى رو به آلب ارسلان كرد و گفت : اگر پادشاهى ببخش ، اگر قصابى بكش و اگر بازرگانى بفروش ، سلطان دو حلقه در گوش او كرد و او را به كشورش روانه نمود، به شرط آنكه روزى یك هزار دینار به
خزانه او واریز نماید.(مهدى كیوان تاریخ غزنویان تا مغول از انتشارات دانشگاه اصفهان ص 83)

نقل هر دو داستان از نسخه الکترونیکی کتاب  گفتنیهاى تاریخ

اثر  على سپهرى اردكانى

از سایت www.downloadbook.org

در پناه او و امید یگانه منجی بشریت

 

نوشته شده در چهارشنبه 22 تیر 1384 و ساعت 06:07 ق.ظ توسط : فارقلیط مهدوی
 



¯

سه شنبه 21 تیر 1384

سلام

من از طرف رئیس که انگار حسابی سرش شلوغ ومعلوم نیست چی توفکرشه وچه ایده ای تمام ذهنشو

پرکرده که بر سر ما منت نمی گذارند واینجافعلا چیزی نمی نویسند از فارقلیط ممنون به خاطر اینکه دوباره شروع کردند

بابا من چند بار بگم این سایت مال گروهه رئیسش اقا محمد من چند تا وبلاگ شخصی دارم که فعلا فقط در این وبلاگ که ادرسش زیر می نویسم

 

www.candy.mihanblog.com

واما اجازه بدهید درباره ی نماز شب بنویسم

حدیث قدسی:

دروغ می گوید آن كس كه مدعی محبت من است ولی وقتی شب فرا می رسد می خوابد مگر نه این كه هر عاشقی خلوت با معشوق را دوست دارد؟

سفارش امام زمان:

مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان داستان سید رشتی را نقل می كند كه زمانی خدمت امام زمان (عج) رسیدآن حضرت دست خود را بر زانوی من گذاشت وفرمود: شما چرا نافله نمی خوانید :نافله نافله نافله سه مرتبه فرمود وباز فرمود شما چرا عاشورا نمی خوانید عاشورا عاشورا عاشورا وبعد فرمود چرا جامعه نمی خوانید جامعه جامعه جامعه

رسول الله:

كسی كه نمازشبش زیاد باشد صورتش  در روز روشن زیباست

مانع نماز شب:

گناه در طول روز

با تمام وجود به فكر نماز شب نبودن

ترك نمازهای مستحبی روزانه

زیاد خوابیدن درشب

عشق نورزیدن به نماز شب

دیر خوابیدن

احساس سنگین بودن نماز شب

غافل از نماز شب

خوردن لقمه حرام

 پرخوری

 

 

نوشته شده در سه شنبه 21 تیر 1384 و ساعت 05:07 ق.ظ توسط : سارا مریم مهدوی
 



¯ بخوان و دعایی یکن.

دوشنبه 20 تیر 1384

به نام یگانه ی هستی بخش

در كافى از على علیه السلام آمده است : و در هر روز و هر شب ، یكبار بر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم وارد مى شدم و ایشان با من خلوت مى كرد و هر چه مى كرد من نیز بودم . و اصحاب رسول صلى الله علیه و آله و سلم مى دانند كه بیش از آن كه من به خانه حضرت روم ، او به خانه من آمد و بعضى اوقات كه بر او وارد مى شدم در خانه با من خلوت مى كرد، و زنان خود را از اتاق بیرون مى ساخت ، و چون به خانه من مى آمد و با من خلوت مى نمود، نه فاطمه و نه احدى از فرزندانم را بیرون نمى كرد. و چون پرسش مى كردم جواب مى داد و چون سكوت مى كردم و مسایلم پایان مى یافت ، ایشان شروع به سخن مى كرد، و هیچ آیه اى بر رسول خدا نازل نشد جز آن كه آن را بر من قرائت مى كرد و بر من املا مى فرمود و من با خط مى نوشتم و تاءویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عامش را به من مى آموخت .
برایم از خداوند درخواست نمود كه در فهم و حفظ آن موفق شوم ، لذا هیچ آیه اى را از كتاب خدا و هیچ علمى را كه بر من املا فرمود و من نوشتم ، از زمانى كه برایم دعا فرمود فراموش نكرده ام و او (در آموختن من ) هیچ چیزى را كه خداوند بدو آموخته بود، از حلال و حرام و امر و نهى ، كان اءو یكون ، و هیچ كتابى كه پیش از او نازل شده ، از طاعت و معصیت ، ترك نكرد جز آن كه آن را به من آموخت و من حفظش كردم ؛ پس حتى یك حرف از آن را نیز فراموش نكردم . دستش را بر سینه ام نهاد و از خداوند درخواست نمود كه قلبم مملوّ از علم و حكمت و نور شود.
من خطاب به ایشان عرض كردم : اى رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت ! از زمانى كه مرا دعا فرموده اید، چیزى را فراموش نكرده و چیزى بر من فوت نشده است . آیا به نظر شما از این پس من چیزى را فراموش خواهم كرد؟
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: خیر! نه بر تو بیم فراموشى خواهم داشت و نه جهل  (رساله امامت ، ص 139)


نقل از نسخه ی الکترونیکی کتاب داستانهاى عارفانه در آثار (علامه حسن زاده آملى) 

 عباس عزیزى
در www.downloadbook.org

 

آسید مهدى قاضى ، آقازاده آقاى قاضى بزرگ استاد علامه طباطبایى مى فرمود: كه یك مرد روستایى بى سواد، شبى در امامزاده داوود تهران خوابید و در خواب دید كه به او مى گویند: نوشته هاى روى دیوارها را بخوان ، گفت : نمى دانم ، گفتند: بخوان ! صبح كه از خواب برخاست ، دید قرآن را حفظ است ! در آن عوالم ، نمى دانیم چه خبر است . نابینایى كه قرآن را از حفظ مى خواند، در جواب كسانى كه به دروغ به او گفتند، این آیه كه مى خوانى در قرآن نیست ، كتاب قرآن را برداشت و با انگشت آیه را نشان داد و گفت : مگر كورى ؟ نمى بینى ؟!(در محضر استاد، ص 46)

نقل از نسخه ی الکترونیکی کتاب داستانهاى عارفانه در آثار (علامه حسن زاده آملى) 

 عباس عزیزى
در www.downloadbook.org

 

نوشته شده در دوشنبه 20 تیر 1384 و ساعت 06:07 ق.ظ توسط : فارقلیط مهدوی
 



¯ فاطمه

یکشنبه 19 تیر 1384

گیرند اگر نوار قلبم روزی                                    

گوید ضربان قلب من یا زهرا

 

با عرض سلام

بنده با اجازه ی دوستانم در هیهات شهادت دخت نبی مكرم اسلام رو تسلیت می گویم وبا امید اینكه دختران ما ادامه ی راه آن حضرت وتربیت كننده ی نسل انقلابی واسلامی باشند

تمام ابعادی كه برای زن متصور  است وبرای یك انسان متصور است در حضرت زهرا سلام الله علیها جلوه كرده وبدوه است یك زن معمولی نبوده است یك زن روحانی یك زن ملكوتی یك انسان به تمام معنا انسان تمام نسخه انسانیت تمام حقیقت زن  تمام حقیقت انسان. او زن معمولی نیست او موجود ملوتی است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شدهاست بلكه موجود الهی جبروتی در صورت یك زن ظاهر شده است زنی كه تمام خاصه های انبیا در اوست زنی كه اگر مرد بود نبی بود  زنی كه اگر مرد بود به جای رسول الله بود

58/2/26

ما می خواهیم زن به مقام والای انسانیت برسد زن باید در سرنوشت خودش دخالت كند

57/12/15

اگر زنان شجاع وانسان ساز از ملت ها گرفته شود ملت ها  به شكست وانحطاط كشیده می شوند

57/12/15

ما می خواهیم زن به مقام والای انسانیت خودش باشد نه ملعبع باشد نه ملعبه در دست مردها باشد در دست اراذل باشد

58/11/12

بر گرفته شده از جایگاه زن در اندیشه امام خمینی

 

بیا مهدی دراین شبها بگرییم

بیا از غربت زهرا بگرییم

علی اندر مدینه مانده تنها

بیا همراه با مولی بگرییم

بیا یكدم به گلزار گل یاس

چون بلبل از غم گلها بگرییم

ز رخسار كبود آن بنفشه

به برگ گل چو شبنم ها بگرییم

ز چشم آسمان خون بارد امشب

روا باشد كه دریاها بگرییم

هجوم آورده امشب موج غمها

بیا چون مرغ سا حل ها بگرییم

خدایا چشم مهتابت فرو بند

كه در تاریك خلوتها بگرییم

دل خونین ما بر غربتش سوخت

كه همچون شمع محفلها بگرییم

تو می دانی كجا باشد مزارش

بیا مهدی رویم آنجا بگرییم

شعر برگرفته شده از سایتhttp://sare2008.persianblog.com

لازم به ذكره كه من در این سایت به عنوان یكی از اعضای گروه كار میكنم اما برای تبادل لینك میتونید به وبلاگ شخصی من مراجعه کنید

www.candy.mihanblog.com

 

نوشته شده در یکشنبه 19 تیر 1384 و ساعت 01:07 ق.ظ توسط : سارا مریم مهدوی
 



¯ اخلاق حسنه

سه شنبه 14 تیر 1384

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

 

رضا
حضرت امام صادق فرمود:
خداوند متعال ضمن وحی كه به موسی می كرد فرمود: هیچ آفریده ای به اندازه ی بنده مومن پیش من محبوبتر نیست وهمانا هرگاه او را به بلائی مبتلا كنم خیر او را در نظر دارم واگر نعمتی را از اوسلب نمایم خیر او را در نظر گرفته ام ومن داناتر به صلاح اویم این كه در برابر بلای من صابر باشد و در برابرنعمت های من شاكر باشد وبه قضای من تن در دهد تا اگر رضایت مرا بدست آورد وفرمانبرداری كند نام او را در دیوان راستگویان ثبت نمایم
مردی گوید به امام صادق عرض كردم به چه علامت دانسته می شود كه شخص مومن است؟ فرمود به تسلیم خدا بودن و راضی بودن به آنچه برایش پیش می آید از شادی وناخرسندی
خوش خلقی
امام علی فرمود:
گشاده رویی روش ورسم هر آزاد مردی است
سر آمد تمام وظایف برای افراد با ایمان این است كه خود را با صفات حمیده واخلاق پسندیده متخلق سازند وخوش اخلاق باشند و خویشتن را به زیور راستگویی بیارایند
پیغمبر فرمود :
نیك خویی وخوش اخلاقی نصف دین است 
سخاوت
حضرت علی فرمود:
بخشش كن ،اقا باش،صبر كن و پیروز باش
حضرت رسول فرمود:
هیچ بخیلی داخل بهشت نشود
بدترین دردها بخل است
امام علی:
 بخشش وسخاوت گناهان را نابود می كندومهر ومحبت دلها را بدست می آورد
غیرت
حضرت اما صادق:
خدا غیرتمند است وغیرتمند را دوست داردواز غیرت است كه كارهای زشت(مانند زنا ولواط)را چه اشكار وچه پنهان حرام كرده است
پیغمبر:
پدرم ابراهیم غیرتمند بود ومن از او غیرتمندترم خدا بینی آن مومن را كه غیرت ناموس ندارد به خاك كشد
علی:
مقام ومرتبه مرد به اندازه ی همت اوست وراستی او اندازه ی جوانمردی اوست وشجاعت ودلیری او به اندازه ی حمیت وننگ داشتن اوست از كار زشت وناشایست وعفت و پا كدامنی او به اندازه ی غیرت اوست
شجاعت
امام علی:
شجاع ترین مردم آن است كه به هوی و هوس خود غالب شود
مروت ومردانگی:
امام علی:
مردانگی مرد آن است كه دروغ نگوید وراستگو باشد
مردانگی مرد  در این است كه از لغزشها ی برادرانش بگذرد وتحمل كند

والسلام

نوشته شده در سه شنبه 14 تیر 1384 و ساعت 09:07 ق.ظ توسط : سارا مریم مهدوی
 



¯ اخلاق حسنه

دوشنبه 13 تیر 1384

بسم الله

سلام

امام ششم حضرت صادق -علیه السلام- فرمود:
خدای تبارك وتعالی رسول خود را به اخلاق نیك وبزرگ اختصاص داد شما خود را بیازمائید اگر آن اخلاق در شما باشد خدای عزوجل را شكر كنید وآن ها را تقویت نمایید بعد آنها را شمرد
1-یقین
2-قناعت
3- صبر
4-شكر
5- رضا
6-حسن خلق
7- سخاوت
8- غیرت
9- شجاعت
10-مردانگی
در پست بعدی به توضیح مختصر هر كدام از این خصلت ها خواهم پرداخت.

والسلام

نوشته شده در دوشنبه 13 تیر 1384 و ساعت 09:07 ق.ظ توسط : سارا مریم مهدوی
 



¯ اخلاق حسنه

دوشنبه 13 تیر 1384

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

ایمان و تقوی

امام باقر فرمود ایمان یك درجه از اسلام بالاتر است وتقوی یك درجه از ایمان بالاتر است ویقین یك درجه از تقوا بالاتر است سپس افزود درمیان مردم چیزی كمتر از یقین تقسیم نشده است راوی سوال كرد یقین چیست امام فرمودند حقیقت یقین توكل برخدا وتسلیم در برابر ذات او ورضا به قدروقضای الهی و واگذاری تمام كارهای خویش برخداوند است در حدیثی آمده است كه خدمت پیغنبر عرض كردند شنیده ایم بعضی از یاران حضرت عیسی روی آب راه می رفتند پیغمبر فرمود اگر یقینش از آن محكم تر بود بر هوا راه می رفت.
قناعت
حضرت امام باقر یا صادق فرمود هر كه به آنچه خدا روزیش كند قانع باشد بی نیاز ترین مردم است
حضرت علی فرمود هر كه خرسند باشد از زندگی به همان مقداری كه او را ضروری است كمترین مقدار از دنیا چنین شصی را كفایت می نماید ولی اگر كسی به اندازه لازم قناعت نكرد وراضی نشد هر چه در دنیا است او را كفایت نمی كند علی (ع) می فرماید با قناعت می توان پادشاهی نمود و با نیكخویی به نعمت وناز بود.

صبر
امام علی (ع)بالاترین درجه دین سه چیز است صبر یقین وبا هوای نفس جنگیدن حضرت علی ابن الحسین فرمود صبر نسبت به ایمان مانند سر است به تن هركه صبر ندارد ایمان ندارد حضرت اما صادق فرمود صبر نسبت به ایمان مانند سر است به تن هرگاه سر برود تن می رود هم چنین هر گاه صبر برود ایمان می رود

شكر
سپاسگزاری نعمت آن است كه از گناهان پرهیز كنی  (امام صادق -علیه السلام-
به كسی كه سپاسگزاری دادند افزایش دادند خدای عزوجل می فرماید اگر شما  شكر گزاری كردید خداوند نعمت شما را زیاد و افزایش دهد(امام صادق -علیه السلام-
 نعمتی كه شكر او به جا اورده نشود به منزله ی گناهیست كه آمرزیده نشود(امام جواد -علیه السلام-

ادامه دارد

والسلام

 

نوشته شده در دوشنبه 13 تیر 1384 و ساعت 06:07 ق.ظ توسط : سارا مریم مهدوی
 



¯ ما !!!

سه شنبه 24 خرداد 1384

سلام علیکم

نمی دونم ما چرا عادت کردیم به بی انصافی

و به خیلی چیزای دیگه که الان نمی خوام راجع بهشون حرف بزنم

بعضی از این کاندیدها طوری حرف می زنن که انگار تو دوره های پیش هیچ کاری نشده هر کاری هم که شده اشتباه بوده .

اگر آقای هاشمی این همه سد و صنایع رو پایه گذاری نمی کرد که الان رو هوا بودیم . الان قطعی برق نداریم . (کاری ندارم که دولت ایشون پر از اشکال بود ولی بی انصافی هم نکنیم)

دولت آقای خاتمی علاوه بر اتمام پروژه های نا تمام کارهای خوبی کرد . مثلا خود کفائی گندم در دوره ی ایشون بود . ارتباط ما با جهان در دوره این دوره رونق گرفت .

 

بنده خیلی از فیلم های کاندید ها رو دیدم . یکیشون خیلی با حاله!!

میاد می گه : ما مشکل داریم . من اصلا از وضع دانشگاهها راضی نیستم . از وضع مطالعه راضی نیستم ... این بده اون بده . خلاصه برا خودش یه پا صادق هدایته . همه چی رو می گه بده ولی یه راهکار ، یه برنامه ی مشخص اعلام نمی کنه . 

امان از این بی دست و پا های نق نقو که یه نفر خرشون می کنه می گه برو کاندید شو !! همه جا هم همون یه نفر به جای خودش می ره سخن رانی !! اگه رئیس جمهور هم بشه در واقع همون یه نفر رئیس جمهور شده !!!

نوشته شده در سه شنبه 24 خرداد 1384 و ساعت 09:06 ق.ظ توسط : حسین
 



¯ تطهیر و تزکیه

دوشنبه 23 خرداد 1384

به نام آفریننده ی دین ومذهب

با سلام،

در تعجبم از این گستره ... از این گستردگی تفکرات ... از این همه علایق ... سلایق ... و عقاید ... و بیش از همه در تعجبم از این همه شریعت ودین که بشر را به این سو آن سو می کشد ... آیا تا کنون فکر کرده اید که چرا مسلمانید یا هر دین دیگری ... آیا تا کنون تعصبات را کنار گذاشته اید ... آیا مصداق این سخن شده اید که " یستمعون القول و یتبعون احسنه" . آیا به سخن دیگران گوش فرا داده اید. آیا تا کنون در دنیای مسیحان غرق شده اید در فداء ، در غسل تعمید ، در پدر ،پسر و روح القدس ... آیا به تثلیث جدای از تعصب نگریسته اید ... آیا تاکنون به عمق این تراژدی یعنی تصلیب مسیح فکر کرده اید آیا دیده اید کسانی را در شوق مسیح زندگی می کنند ... آیا تا کنون از خود پرسیده اید که اینان چه می کنند وچرا؟ ... چگونه است که قران می گوید (مفهومی) که هرگاه آیات را بر ایشان می خوانی چشمانشان از دریافت حقیقت می درخشد و  می گویند ایمان آوردیم ... مسیح چه کرد و که بود ... آیا تاکنون فکر کرده ای ... آیا تا کنون انجیل را خوانده ای ... از متی ، مرقس و لوقا و یوحنا ... تا پولس ... و تا مکاشفات یوحنا ...

آیا تا کنون در یهودیان غرق شده ای ... در تورات ... آز سفر پیدایش ... تا کتاب ملاخی نبی ... آیا مزامیر داوود را خوانده ای ... آیاکتاب اشعیا و ارمیا را خوانده ای ... آیا دیداخه ها ، تلمودها و ..را خوانده ای ...

آیا فرا تر از حدود بوده ای ... آیا به اناجیل اربعه کفایت کرده ای؟ ... آیا انجیل برنابا ، انجیل جان ، انجیل توماس ، انجیل تولد مریم ، انجیل حقیقت و ... را خوانده ای ... آیا کتب به دست آمده از نمع حمادی  کنار رود اردن را خوانده ای ... از جامعه تا تفسیر حبقوق ... آیا به همدان و تویسرکان رفته ای تا ببینی که حبقوق نبی کجا خفته است ... آیا با او راز نیاز کرده ای ... آیا شب را آنجا صبح کرده ای ...

آیا دیده ای که بودا چه کرده است ... آیا تری پیتاکا را خوانده ای ... آیا در تبت بوده ای ... آیا دیر ها و مرتاضان و راهبان را دیده ای که می چرخند و طلب می کنند ... به ظاهر پول را ... ولی به باطن تزکیه را ... آیا تا حال به نیروانا نگریسته ای ... آیا به برهما فکر کرده ای... آیا دراهما ( خدمت به خلق)را انجام داده ای ...آیا به زندگی بودا نگریسته ای ... آیا به وحدت و نیست شدن و غرق عدم بودن فکر کرده ای ...

آیا هندو ها را دیده ای ... آیا مهابهاراتا  را خوانده ای ... آیا ودا ها  را خوانده ای ... آیا اوپانیشاد را خوانده ای ...آیا با گاندی زیسته ای ... آیا تاریخ هند را دیده ای ... آیا آشوکا را دیده ای که پس از جنگ با نماینده ی اسکندر در شمال غرب هند یعنی تاکسیلا  و دیدن خون بسیار از کرده ی خود پشیمان شد و دراهما را پیشه ی خود ساخت ... آیا سوختی با آن راهبی که خودرا سوزاند ... آیا در گنگ خود را مطهر ساختی ... آیا غسل از پلیدی ها نکردی ... آیا با خاکستر ها در گنگ همراه نبودی...

آیا دیدی زردشت را که از مادری باکره در سن ۱۵ سالگی متولد شد ... آیا دیدی او را که در آذربایجان قلم هستی را بر عدم نیستی کشید ... آیا اوستا را خوانده ای .. آیا به وندیداد عمل کرده ای ... آیا شلاق گناهان را خورده ای ... آیا به یشت ها و گات ها گوش فرا داده ای ... آیا دین خود را با خورده اوستا تنظیم کرده ای ... آیا هوشیذر ماه و سوشیانس را در دریاچه ی رهایی دیده ای که پر در عالم ملکوت می زنند ... آیا سوشیانس را با فریاد العجل نخوانده ای ... آیا با هریمنان جنگیده ای ... آیا در برابر اهورامزداخاشع بوده ای... آیا ایزدان رادریافته ای ... آیا از بهدینان بوده ای ... آیا تا کنون سر در آتش نهاده ای تا نوای عشق را از درون آتشکدهها بشنوی .... آیا با آتش بودی هنگانی که طعم سردی را کشید ...آیا با اهریمن بودی هنگامی که از همان سوراخی که آمده بود خارج شد ... 

آیا به اطراف خود نگریسته ای ... لائوتسه ... کنفوسیوس ... ارسطو ... سقراط ... افلاطون ... آیا قوانین را خوانده ای ... آیا آثارش را خوانده ای ... آیا نقل گفتار های او را از استادش سقراط شنیده ای ... مبارزات و مناظراتش را ... آیا با سقراط آن نوش دارو را که می نابی بود نوشیدی ... آیا شنیدی که به او می گفتند تو جوانان ما را فاسد می کنی ... فلوطین ... آیا تسعانیات او را خوانده ای ... اوست مبدع مکتبی که عشق را راه شناخت می دانست ... او راه استادش افلاطون را پیش گرفته بود... افلاطونی که می گفت شهود سر منشا معقولا ت است ... وچنین بود که نو افلاطونی شکل گرفت ... فلوطینی که به ایران وهند سفر کرد و با مغان و بزرگان حرف زد ... آیا با او این سفر را طی کرده ای ... سنت آگوستین ... آیا اعترافاتش را خوانده ای ... سنت فرانسیس ... آیا با او زیستی ... آیا با او مردی ... آیا با پاپ بودی هنگامی که از فرانک ها در مقبل مسلمانا کمک خواست ... آیا با پاپ بودی هنگامی که در گذشت و سران بر سر جنازه ی او جمع شدند ... آیا با او به سرای دیگر رفتی ...

آیا دیده آنچه را مردم در قاره ی سیاه پیروی می کنند ... آیا ایین ایفا را دید های ... آیا با سحر و پیش گویی راه خود را یافته ای ... آیا می دانی که یکی از اصول ایفا یگانگی خداست ... آیا توحید آورده ای ...

آیا در برزخ بادانته بودی ... آیا او را  در بهشت و جهنم همراهی کرده ای ... آیا به این کمدی الهی خندیدی ... آیا تاکنون با جنیان  بوده ای ... آیا تا کنون جنگیری کشیشان را دیده ای ... آیا متن نوشتی پاپ را خوانده ای ... آیا بودی با مسیح هنگامی که آن جوان تسخیر شده را  آزاد کردی ... آیا از او خارج شدی ... آیا به فرمان پدر  پسر و  روح القدس گوش فرا داده ای ... آیا در برزیل و آمریکای لاتین در محضر جادوگران درس سحر گرفته ای ... آیا در محافل شبانه ی آنان سر کرده ای ... آیا به جهان نگریسته ای ؟

پس اکنون نو بت توست. بنگر و با اینان باش شاید که بتوانی بگویی من گوشه ای از رسالت محمد - صلی الله علیه و آله - و وصایت علی بن ابی طالب و آلش - علیهم اسلام - را درک کرده ام ... باشد که چنین مسلمان در دامن رسول خدا آب عدم را بر نوشته ی هستی خود بکشی ...

به امید زیستن و نگریستن شما

با امید به بودن با آخرین اوصیا

نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد 1384 و ساعت 09:06 ق.ظ توسط : فارقلیط مهدوی
 



¯ انتخاب بهتر

شنبه 21 خرداد 1384

سلام علیکم

اینجا فقط قصد اینست که درست از دانسته های خود در مورد کاندیدها استفاده کنیم .

یک فایل اکسل آماده شده از اینجا دانلود کنید .

در سمت چپ باید درصد اهمیت موارد ذکر شده در ستون رو به رو را وارد کنید .

سپس به هر کاندیدا از ده برای هر مورد نمره بدهید .(طبق همان اطلاعاتی که دارید درست یا غلط)

دقت کنید که نباید کاندید ها را در مرحله ی امتیاز دهی با هم قیاس کنید .

زیر نام هر کاندیدا امتیاز آنها بدست می آید هر کدام بیشتر بود ...

(امتیاز کل از جمع ضرب امتیاز ویژگی های آن ها در درصد اهمیتی که شما اول آن را تعیین کرده اید بدست می آید.عجب جمله ای!!!)

یا علی

نوشته شده در شنبه 21 خرداد 1384 و ساعت 09:06 ق.ظ توسط : حسین
 



¯ بنده از اول عمرم جو گیر بودم!

سه شنبه 17 خرداد 1384

 ۱: همه در قبال رائی که می دیم مسئولیم

 ۲: حرفای قشنگ قشنگ گولمان نزند .

 ۳: نق نق کردن خوب نیست (اونهائی که نق می زنن ...)

 ۴: هیچ شمردن و بی فکر دانستن بقیه خوب نیست (اونهائی که فقط به دولت های پیشین ...)

 5: رئیس جمهور باید مدیر باشد. مدیر :

     آ: به فکر حل موقتی مشکلات نیست

   ب: کارها را به هم نمی پیچد (با تشکیل هزاران ستاد و ... )

   پ: کل نگری دارد (فقط برای مثال اگر ماهی برای مردم بد است ماهی فروش و ماهی خر را کاری ندارد نمی گذارد ماهی وارد بازار بشود)

  ت: ...

 ۶: به شعار ها بیشتر دقت کنیم . هر کاری را نمی شود کرد . و خیلی از کارها را با هم نمی شود در ظرف ۴ سال انجام داد .

 ۷: به تشنگان ریاست ... .  از نحوه ی صحبت و شعار ها و پیدا می شود چه کسی تشنه ی قدرت است .

 

و خیلی موارد دیگر که فعلا همین بسه اگر احساس کردم نیاز هست بقیه اش رو هم می نویسم!

نوشته شده در سه شنبه 17 خرداد 1384 و ساعت 11:06 ق.ظ توسط : حسین
 



¯

دوشنبه 9 خرداد 1384

بنده خیلی بیجا می کنم به خودم می گم بچه مسلمون و حزب اللهی

خیلی غلط بزرگی می کنم به خودم می گم طلبه

می فهمم طلبه یعنی چی؟

می فهمم  حزب الله یعنی چی؟

طلبه اینقدر راحت با آبروی مردم بازی می کنه؟

چرا با این کارام اسلام را بد نام می کنم؟

احساس باحالی هم بهم دست می ده و فکر می کنم دیگه علم روزگار رو تموم کردم و سیاست رو استاد کردم .

هر کاری هر کی می خواد بکنه به هر کی می خواد رای بده . حق نداریم پرده دری کنیم . از خدا بترسیم . یه حسابی هست یه کتابی هست .

نوشته شده در دوشنبه 9 خرداد 1384 و ساعت 05:05 ق.ظ توسط : حسین
 



¯ بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه 16 اردیبهشت 1384

خدا!

کسی که می بخشه که ناقص نمی بخشه

تازه اونم بخشنده ای مثل تو

خدا! از هیچ ، چی می خوای؟

خدایا اختیار دادی برسیم به عرش داریم می ریم زیر فرش

آخه این چه اختیاریه؟

خدایا این اختیار رو ازمون بگیر

(نه اینکه بگیره ، مگه عاشق اختیار نداره؟  ... )

نوشته شده در جمعه 16 اردیبهشت 1384 و ساعت 04:05 ق.ظ توسط : حسین